مستند ملانیا ترامپ؛ چرا فیلم همسر رئیس جمهور جنجالیترین اکران سال ۲۰۲۶ شد؟
سینما همیشه بازتابی از زمانه خود بوده است، اما در سال ۲۰۲۶ این آینه بیش از هر زمان دیگری تکهتکه و دوقطبی به نظر میرسد. جدیدترین نمونه این وضعیت، مستند جنجالی «ملانیا» است؛ فیلمی ۷۵ میلیون دلاری به کارگردانی برت رتنر که نه تنها صدای منتقدان را درآورده، بلکه گیشههای سینما را در ایالتهای موسوم به “قرمز” (جمهوریخواه) به تسخیر خود درآورده است. این دیگر یک اکران ساده نیست؛ به وضوح یک جنگ فرهنگی تمامعیار است که در سالنهای تاریک سینما در حال وقوع است.
آیا واقعاً کسی در این دوران پرالتهاب و دوقطبی میتواند فیلمی درباره خانواده ترامپ را با بیطرفی کامل تماشا کند؟ تجربه «ملانیا» نشان میدهد پاسخ قاطعانه “خیر” است. این فیلم، جدیدترین محصول پرهزینه استودیوی آمازون/امجیام، بدون اکران برای منتقدان مستقیماً روانه سینماها شد و اکنون به بحثبرانگیزترین اثر سال بدل گشته است. به گزارش جردن رویمی، در حالی که پیشفروش بلیتها برای مستند ملانیا ترامپ در ابتدا کُند پیش میرفت، ورق ناگهان برگشت. گزارشها حاکی از آن است که این فیلم در مسیر یک افتتاحیه ۸ میلیون دلاری قرار دارد و تنها در روز جمعه نزدیک به ۳ میلیون دلار فروش داشته است. بخش عمده این استقبال خیرهکننده، مدیون تگزاس و فلوریدا است؛ ایالتهایی که به پایگاههای سنتی جمهوریخواهان مشهورند.

اما روی دیگر سکه مستند ملانیا ترامپ، نقدهای بیرحمانهای است که منتقدان پس از خرید بلیت و تماشای فیلم منتشر کردهاند. واکنشها فراتر از منفی است و ادبیات به کار رفته در آنها بیسابقه. گاردین در توصیفی فراموشنشدنی، این اثر را «یک بازسازی زبالهوار و طلاکاری شده از فیلم «منطقه مورد علاقه» اثر جاناتان گلیزر» نامیده است. نشریاتی مانند ورایتی آن را «روزِ زنانِ خانهدارِ سنتیِ زنده» خواندهاند و ایندیپندنت پا را فراتر گذاشته و آن را با آثار تبلیغاتی بدنامی چون «تولد یک ملت» و «پیروزی اراده» مقایسه کرده است. این شدت انتقادات، نشاندهنده عمق نارضایتی جریان غالب منتقدان از رویکرد فیلم است.
انتخاب برت رتنر برای کارگردانی این پروژه، خود به اندازهی بودجه ۷۵ میلیون دلاری فیلم سوالبرانگیز است. رتنر که بیشتر با فیلمهای کمدی-اکشن شناخته میشود، حالا با یک مستند سیاسی حساس روبرو است. سوالی که ذهن بسیاری از تحلیلگران صنعت سینما را به خود مشغول کرده این است: چرا آمازون چنین بودجه کلانی را صرف مستندی کرده که حتی جرأت اکران آن برای منتقدان را نداشت؟ توضیحات رسمی فیلم اشاره میکند که این اثر دسترسی بیسابقهای به ۲۰ روز منتهی به مراسم تحلیف ریاستجمهوری ۲۰۲۵ داشته و وقایع را از زاویه دید بانوی اول منتخب (یعنی ملانیا) روایت میکند. تلاشی برای به تصویر کشیدن مدیریت انتقال قدرت و بازگشت به زندگی عمومی در کاخ سفید که به نظر میرسد به جای شفافسازی، بر آتش دوقطبیها دمیده است.
با وجود کاهش تعداد سالنهای نمایش از ۲۰۰۰ به ۱۵۰۰ سینما در سراسر آمریکا، مستند ملانیا ترامپ در حال تبدیل شدن به یکی از دوپارهترین اکرانهای هالیوود در سالهای اخیر است. این شکاف عمیق میان نظر منتقدان سینمایی و بخشی از بدنه جامعه، بار دیگر به ما یادآوری میکند که سینما چقدر میتواند آینهای تمامنما از وضعیت سیاسی و اجتماعی دوران خود باشد. در عصری که اخبار و دیدگاهها بیش از هر زمان دیگری شخصی و ایدئولوژیک شدهاند، یک فیلم میتواند به چیزی فراتر از یک اثر هنری تبدیل شود؛ به یک پرچم، یک نماد یا حتی یک میدان نبرد. «ملانیا» نه تنها یک فیلم، بلکه پدیدهای است که نشان میدهد چگونه سیاست به عمق تاروپود فرهنگ و سرگرمی نفوذ کرده و آن را به دو نیم کرده است.
