بحران خاموش در شریان‌های حیاتی: گزارش جامع تحلیلی و آسیب‌شناسانه از وضعیت «آب بدون درآمد» در ایران؛ از فرسودگی زیرساخت‌ها تا تهدید فرونشست زمین

0
آب بدون درآمد

مقدمه: آناتومی یک ورشکستگی آبی؛ وقتی یک‌سوم حیات در خاک گم می‌شود

آب بدون درآمد ایران (Non-Revenue Water Iran)، ایران، سرزمینی که در پنجمین سال متوالی خشکسالی بی‌رحمانه خود می‌سوزد، با پارادوکسی مهلک دست‌وپنج نرم می‌کند. در حالی که سیاست‌گذاران و مهندسان در جستجوی قطره‌ای آب، طرح‌های مگا-پروژه‌ای انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان را با هزینه‌هایی سرسام‌آور بر روی نقشه‌ها ترسیم می‌کنند، واقعیتی تلخ در زیر پاهای شهروندان جریان دارد: بخش عظیمی از آبی که با صرف میلیاردها دلار انرژی و سرمایه تصفیه و شیرین شده است، پیش از آنکه به لب‌های تشنه مصرف‌کننده برسد، در هزارتوی لوله‌های فرسوده و مدیریت ناکارآمد ناپدید می‌شود. واژه «ورشکستگی آبی» دیگر یک اصطلاح آکادمیک در مقالات دانشگاهی نیست؛ این واژه اکنون توصیف‌گر وضعیت سرزمینی است که ناترازی منابع و مصارف آن به نقطه بحرانی رسیده است.1 گزارش اختصاصی و جامع پیش رو که توسط ویتریو مگ تهیه شده است، تلاشی است برای نور تابانیدن بر تاریک‌ترین زاویه مدیریت منابع آب کشور: پدیده «آب بدون درآمد» (Non-Revenue Water – NRW).

گزارش اختصاصی ویتریو مگ

آب بدون درآمد، دماسنجی دقیق برای سنجش کارایی حکمرانی آب است. آمارهای رسمی وزارت نیرو و شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور نشان می‌دهد که میانگین هدررفت آب در ایران عددی بین ۳۱.۳ تا ۳۲ درصد است. این عدد تنها یک آمار خشک مهندسی نیست؛ این یعنی از هر سه لیتر آبی که در تصفیه‌خانه‌ها تولید می‌شود، یک لیتر آن هرگز به درآمد تبدیل نمی‌شود و عملاً یا به هدر می‌رود و یا دزدیده می‌شود. در مقیاس کلان اقتصادی، این به معنای هدررفت سالانه بیش از ۳۲ میلیارد مترمکعب آب تصفیه‌شده (در مجموع مصارف) است که اگر تنها بخش کوچکی از آن نجات داده می‌شد، معادل چندین سد بزرگ کشور ظرفیت‌سازی می‌کرد.

اما بحران تنها به اتلاف مایع حیات محدود نمی‌شود. این گزارش در فصول آینده با استناد به داده‌های متقن ژئوتکنیکی نشان خواهد داد که چگونه نشت آب از شبکه‌های فرسوده شهری، به کاتالیزوری برای پدیده ترسناک «فرونشست زمین» در کلان‌شهرهایی مانند تهران تبدیل شده است. فروریزش‌های ناگهانی در خیابان‌های ولیعصر و میدان ونک، تنها نوک کوه یخ بحرانی هستند که ریشه در لوله‌های پوسیده‌ای دارد که خاک زیر پای پایتخت را می‌شویند و حفره‌های مرگبار ایجاد می‌کنند.

در این گزارش تحلیلی، ما از سطح رویین آمارها عبور کرده و به عمق لایه‌های فنی، اقتصادی و قانونی نفوذ خواهیم کرد. ما بررسی خواهیم کرد که چرا با وجود هدف‌گذاری‌های برنامه هفتم توسعه برای کاهش هدررفت 8، همچنان چالش تأمین مالی نوسازی شبکه (که نیازمند ۲۲ هزار میلیارد تومان برای هر یک درصد کاهش است )، سد راه پیشرفت شده است. همچنین با نگاهی به تجربه موفق استان اصفهان که توانسته است بر خلاف جریان آب شنا کرده و هدررفت را به ۱۶ درصد برساند، و با معرفی راهکارهای نوین شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی، نقشه‌راهی برای برون‌رفت از این بن‌بست ارائه خواهیم داد.


فصل اول: کالبدشکافی فنی بحران؛ بازتعریف آب بدون درآمد در اتمسفر ایران

برای درک عمیق ابعاد فاجعه، ضروری است که ابتدا از منظر فنی و استانداردهای بین‌المللی، مفهوم «آب بدون درآمد» را در بستر خاص جغرافیایی و زیرساختی ایران کالبدشکافی کنیم. در ادبیات مهندسی آب، آب بدون درآمد (NRW) صرفاً به معنای نشت آب نیست، بلکه شاخصی ترکیبی است که ناکارآمدی‌های فیزیکی و تجاری سیستم را همزمان نشان می‌دهد. بر اساس تعاریف استاندارد انجمن بین‌المللی آب (IWA) که در ایران نیز مبنای محاسبات وزارت نیرو است، این شاخص از سه رکن اساسی تشکیل شده است که هر کدام ریشه‌ها و پیامدهای متفاوتی دارند.

۱.۱. هدررفت واقعی یا فیزیکی (Real Losses): خونریزی زیرزمینی

این بخش از هدررفت، ملموس‌ترین و در عین حال مخرب‌ترین بخش ماجراست. هدررفت فیزیکی به آبی اطلاق می‌شود که از طریق شکستگی‌ها، ترک‌های ریز و اتصالات معیوب در شبکه توزیع، خطوط انتقال و مخازن ذخیره نشت می‌کند و وارد محیط زیست می‌شود. در ایران، این مولفه حدود ۱۴.۹ تا ۱۵ درصد از کل آب ورودی به شبکه را تشکیل می‌دهد.5

نکته حائز اهمیت در تحلیل این بخش، ماهیت «نامرئی» بسیاری از این نشت‌هاست. بر خلاف تصور عمومی که هدررفت را تنها در فوران آب از لوله‌های شکسته در خیابان می‌بیند، بخش عمده‌ای از هدررفت فیزیکی به صورت «نشت‌های پس‌زمینه‌ای» (Background Leakage) رخ می‌دهد. این نشت‌ها در اتصالات سست و لوله‌های فرسوده که عمر مفید آن‌ها دهه‌ها پیش به پایان رسیده است، رخ می‌دهد و آب را به آرامی به لایه‌های زیرین خاک تزریق می‌کند. این تزریق مداوم آب، همان مکانیزمی است که در فصل‌های آینده به عنوان عامل فرونشست و شستشوی خاک (Internal Erosion) مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

۱.۲. هدررفت ظاهری یا تجاری (Apparent Losses): سرقت و خطای سنجش

بخش دوم که سهمی تقریباً برابر با هدررفت فیزیکی دارد (حدود ۱۵.۴ تا ۱۶ درصد)، هدررفت تجاری است.5 در این سناریو، آب به مصرف نهایی می‌رسد، اما درآمدی برای شرکت آب و فاضلاب ایجاد نمی‌کند. این پدیده ریشه در سه عامل کلیدی دارد:

  1. مصارف غیرمجاز (Water Theft): انشعابات غیرقانونی که اغلب در حاشیه شهرها، سکونتگاه‌های غیررسمی و البته باغ‌ویلاهای لوکس اطراف کلان‌شهرها مشاهده می‌شود. این انشعابات نه تنها دزدی منابع عمومی است، بلکه به دلیل غیراستاندارد بودن، خود منبع نشت فیزیکی نیز هستند.
  2. خطای اندازه‌گیری (Metering Inaccuracies): کنتورهای آب مکانیکی با گذشت زمان دچار استهلاک شده و دقت خود را از دست می‌دهند. پدیده‌ای به نام «کم‌شماری» (Under-registration) در دبی‌های پایین رخ می‌دهد که باعث می‌شود حجم واقعی مصرف ثبت نشود.
  3. خطاهای داده‌پردازی: اشتباهات در قرائت، انتقال داده و صدور قبض که منجر به عدم ثبت درآمد می‌شود.

۱.۳. مصارف مجاز بدون درآمد (Unbilled Authorized Consumption): هزینه‌های عمومی

بخش کوچکی از آب بدون درآمد (حدود ۱.۵ تا ۲ درصد) مربوط به مصارفی است که قانوناً مجاز اما رایگان هستند. این شامل آب مصرفی برای آتش‌نشانی‌ها، شستشوی شبکه‌های فاضلاب، مانورهای عملیاتی روی شبکه و مصارف برخی اماکن مذهبی و عمومی است.3 اگرچه این بخش از نظر فنی «هدررفت» محسوب نمی‌شود، اما از نظر اقتصادی باری بر دوش شرکت‌های آبفا است که باید هزینه تولید و تصفیه آن را از محل‌های دیگر جبران کنند.

جدول ۱: آناتومی آب بدون درآمد در شبکه آبرسانی ایران (برآورد ۱۴۰۳)

مؤلفه آب بدون درآمدسهم از کل NRW (درصد تقریبی)مکانیزم‌های اصلی وقوع در ایرانپیامدهای استراتژیک
هدررفت فیزیکی (واقعی)~۱۴.۹٪فرسودگی لوله‌های آزبست/چدن، فشار شبکه بالا، حوادث و شکستگی‌هاتخریب زیرساخت‌های شهری، فرونشست زمین، هدررفت انرژی تصفیه
هدررفت تجاری (ظاهری)~۱۵.۴٪انشعابات غیرمجاز (باغ‌ویلاها)، کنتورهای خراب و قدیمی، دستکاری کنتورزیان مالی شرکت‌های آبفا، عدم شفافیت الگوی مصرف، ناترازی بودجه
مصارف مجاز بدون درآمد~۱.۷٪عملیات آتش‌نشانی، شستشوی خطوط، مصارف عمومی معاف از پرداخت
هزینه سربار تولید بدون بازگشت سرمایه

تحلیل این ساختار نشان می‌دهد که بحران آب در ایران تنها یک مسئله مهندسی نیست، بلکه ترکیبی پیچیده از چالش‌های فنی (فرسودگی)، اجتماعی (انشعابات غیرمجاز) و مدیریتی (خطای سنجش) است. تمرکز صرف بر یکی از این ابعاد، بدون توجه به سایرین، راه به جایی نخواهد برد.


فصل دوم: سیمای آماری و جغرافیای نابرابر هدررفت؛ اعداد هشدار می‌دهند

برای درک وخامت اوضاع، باید نگاهی به جایگاه ایران در مقیاس جهانی و توزیع استانی این بحران بیاندازیم. آمارهای رسمی حاکی از آن است که میانگین آب بدون درآمد در ایران حدود ۳۱.۳ تا ۳۲ درصد است. اگرچه برخی مسئولان دولتی با مقایسه این عدد با میانگین جهانی (۳۵ درصد)، سعی در عادی‌سازی شرایط دارند 3، اما این مقایسه از اساس گمراه‌کننده است. میانگین جهانی شامل کشورهای بسیار فقیر و توسعه‌نیافته با زیرساخت‌های ابتدایی نیز می‌شود. مقایسه صحیح باید با کشورهایی صورت گیرد که از نظر اقلیمی یا توسعه‌ای مشابهت‌هایی دارند و یا با کشورهایی که الگوی بهره‌وری هستند.

شکاف عمیق با استانداردها

در حالی که ایران با بحران خشکسالی و تنش آبی در ۱۶ استان دست‌وپنج نرم می‌کند 12، کشورهای پیشرو مانند ژاپن و آلمان توانسته‌اند میزان هدررفت آب خود را به اعداد تک‌رقمی برسانند. ژاپن با استفاده از تکنولوژی‌های هوشمند نشت‌یابی و نوسازی مداوم شبکه، هدررفت را به محدوده ۳ تا ۵ درصد رسانده است.13 حتی در کشورهای منطقه که با چالش‌های مشابهی روبرو هستند، تلاش‌ها برای کاهش این عدد به زیر ۲۰ درصد شدت گرفته است. فاصله معنا‌دار بین ۳۲ درصد ایران و استانداردهای مطلوب (زیر ۱۰ درصد)، نشان‌دهنده پتانسیل عظیمی است که اگر آزاد شود، می‌تواند بخش بزرگی از ناترازی آبی کشور را بدون نیاز به منابع جدید جبران کند.

جغرافیای نابرابر فرسودگی: از تهران تا مرزهای شرقی

وضعیت هدررفت آب در استان‌های مختلف ایران همگن نیست و تابعی از قدمت شبکه، جنس خاک، توپوگرافی و کیفیت مدیریت محلی است.

  • تهران؛ پایتخت تشنه: شبکه آب تهران، ترکیبی ناهمگون از لوله‌های مدرن پلی‌اتیلن و خطوط قدیمی چدنی و آزبست سیمان است که برخی از آن‌ها عمری بالای ۵۰ سال دارند. حجم عظیم ترافیک شهری و لرزش‌های مداوم، استرس مضاعفی بر این شبکه فرسوده وارد می‌کند. گزارش‌ها حاکی از آن است که فرسودگی زیرساخت‌ها در تهران نه تنها عامل هدررفت آب است، بلکه عامل اصلی فروریزش‌های شهری نیز محسوب می‌شود.
  • خراسان شمالی و کرمانشاه؛ بحران در حاشیه: وضعیت در برخی استان‌ها وخیم‌تر است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ۳۱ درصد خطوط انتقال و توزیع در خراسان شمالی فرسوده است. در کرمانشاه، این عدد به حدود ۴۰ درصد می‌رسد.5 این فرسودگی بالا در استان‌های کوهستانی که فشار شبکه به دلیل اختلاف ارتفاع زیاد است، منجر به نشت‌های شدیدتر می‌شود.
  • مازندران؛ توهم فراوانی: در استان‌های شمالی که تصور عمومی بر فراوانی آب است، فرسودگی شبکه باعث هدررفت ۲۵ تا ۳۰ درصدی می‌شود. بالا بودن سطح آب زیرزمینی در این مناطق، نشت‌یابی را دشوار کرده و باعث می‌شود آب تصفیه‌شده به راحتی با آب‌های زیرزمینی مخلوط و از چرخه مصرف خارج شود.

فصل سوم: آسیب‌شناسی زیرساخت؛ چرا رگ‌های حیاتی شهرها می‌پوسند؟

فرسودگی شبکه توزیع، متهم ردیف اول در پرونده هدررفت فیزیکی آب است. اما چرا شبکه‌های آبرسانی ایران با چنین سرعتی رو به زوال می‌روند؟ تحلیل فنی نشان می‌دهد که ترکیبی از عوامل متریال، طراحی و بهره‌برداری در این پدیده دخیل هستند.

۳.۱. میراث لوله‌های نامناسب

بخش قابل توجهی از شبکه آبرسانی شهرهای قدیمی ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ خورشیدی با استفاده از لوله‌های آزبست سیمان و چدن داکتیل اجرا شده است. اگرچه این لوله‌ها در زمان خود استاندارد بودند، اما عمر مفید آن‌ها (معمولاً ۳۰ تا ۵۰ سال) اکنون به پایان رسیده است. لوله‌های آزبست در برابر ضربه و لرزش ترد و شکننده شده‌اند و لوله‌های فلزی در خاک‌های خورنده بسیاری از مناطق ایران دچار خوردگی شدید (Corrosion) شده‌اند. سوراخ‌های سوزنی (Pitting) ناشی از خوردگی الکتروشیمیایی، یکی از شایع‌ترین انواع نشت در این شبکه‌هاست.

۳.۲. مدیریت فشار و پدیده ضربه قوچ

یکی از عوامل کلیدی در ترکیدگی لوله‌ها، نوسانات فشار شبکه است. در بسیاری از شهرها، به دلیل توپوگرافی ناهموار (مانند تهران) اختلاف ارتفاع زیادی بین مخازن و مشترکین وجود دارد. در ساعات شب که مصرف آب به شدت کاهش می‌یابد، فشار در شبکه بالا می‌رود. اگر سیستم‌های فشارشکن (PRV) به درستی عمل نکنند یا وجود نداشته باشند، این فشار بالا باعث باز شدن درزها و ترکیدگی لوله‌های فرسوده می‌شود. همچنین پدیده «ضربه قوچ» (Water Hammer) ناشی از قطع و وصل ناگهانی پمپ‌ها یا شیرها، شوک‌های مکانیکی مخربی به شبکه وارد می‌کند.

۳.۳. تأثیر دما و رفتار ویسکوالاستیک

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که دما نقش مهمی در میزان نشت دارد. در ماه‌های گرم سال که بحران آب به اوج می‌رسد، افزایش دمای آب باعث کاهش گرانروی (ویسکوزیته) آن می‌شود. آب روان‌تر، راحت‌تر از ترک‌های ریز عبور می‌کند و دبی نشت افزایش می‌یابد. علاوه بر این، لوله‌های پلی‌اتیلن (HDPE) که در دهه‌های اخیر جایگزین لوله‌های قدیمی شده‌اند، رفتار ویسکوالاستیک دارند؛ یعنی خواص مکانیکی آن‌ها با دما تغییر می‌کند. تنش‌های حرارتی ناشی از انبساط و انقباض در فصول مختلف، می‌تواند باعث شکست در اتصالات جوشی این لوله‌ها شود.

۳.۴. بن‌بست مالی نوسازی

سرعت نوسازی شبکه در ایران بسیار کندتر از سرعت فرسودگی آن است. طبق آمارهای صنعت آب، سالانه تنها حدود ۳۰۰ کیلومتر از خطوط اصلاح می‌شود که در برابر حجم عظیم شبکه فرسوده قطره‌ای در دریاست.5 دلیل اصلی این کندی، هزینه نجومی نوسازی است. برآوردها نشان می‌دهد که برای کاهش هر یک درصد آب بدون درآمد در سطح ملی، به بودجه‌ای معادل ۲۲ هزار میلیارد تومان نیاز است.2 با توجه به محدودیت‌های بودجه عمرانی دولت و اولویت‌بندی‌های دیگر، تامین این نقدینگی عملاً ناممکن شده و شبکه هر روز فرسوده‌تر می‌شود.


فصل چهارم: زلزله خاموش؛ هم‌بستگی نشت آب و فرونشست زمین در کلان‌شهرها

شاید تکان‌دهنده‌ترین جنبه هدررفت آب، ارتباط مستقیم آن با ایمنی شهری و پدیده فرونشست زمین باشد. در حالی که اغلب تصور می‌شود فرونشست زمین تنها ناشی از برداشت آب از چاه‌های عمیق دشت‌هاست، در محیط‌های شهری متراکم مانند تهران، نشت لوله‌های آب مکانیزم تخریب متفاوتی را فعال می‌کند.

مکانیک خاک و فرسایش داخلی (Internal Erosion)

زمانی که یک لوله آب تحت فشار در زیر زمین دچار نشت می‌شود، جریان آب با سرعت بالا (Jetting) به خاک اطراف برخورد می‌کند. این جریان آب، ذرات ریز خاک را شسته و با خود می‌برد. این پدیده که در مهندسی ژئوتکنیک به نام «فرسایش داخلی» یا «رگ‌اب» (Piping) شناخته می‌شود، به تدریج حفرات خالی (Void) در اطراف لوله و زیر روکش آسفالت ایجاد می‌کند. این حفرات ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها پنهان بمانند، اما با گسترش ابعاد آن‌ها و عبور بار ترافیکی سنگین از روی سطح خیابان، ناگهان سقف حفره فرو می‌ریزد و «فروچاله» (Sinkhole) ایجاد می‌شود.

شواهد میدانی: تهران در خطر بلعیده شدن

دکتر علی بیت‌اللهی، رئیس بخش زلزله‌شناسی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، با صراحت اعلام کرده است که حدود ۳۰ درصد از فروریزش‌های شهر تهران مستقیماً ناشی از نشت آب لوله‌های شهری بوده است.6 حوادثی نظیر فروریزش میدان ونک، خیابان ولیعصر و خیابان کارگر شمالی، نمونه‌هایی مستند از این پدیده هستند.

نکته نگران‌کننده این است که آبی که از شبکه نشت می‌کند، به جای تغذیه مفید سفره‌های زیرزمینی، اغلب با فاضلاب یا خاک‌های آلوده شهری مخلوط شده و کیفیت منابع آب زیرزمینی را نیز تهدید می‌کند. علاوه بر این، اشباع شدن خاک ناشی از نشت مداوم، مقاومت برشی خاک را کاهش داده و پی ساختمان‌های مجاور را سست می‌کند. بنابراین، هدررفت آب در تهران تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه یک تهدید جدی برای تاب‌آوری شهری در برابر زلزله و حوادث است.


فصل پنجم: اقتصاد سیاسی آب و ردپای انرژی؛ آبی که گران تمام می‌شود

هدررفت آب بدون درآمد، هزینه‌های پنهان و آشکار بسیاری بر اقتصاد ملی تحمیل می‌کند. در کشوری که انرژی ارزان است، اغلب فراموش می‌شود که آب و انرژی دو روی یک سکه‌اند (Water-Energy Nexus).

ردپای انرژی در آب هدر رفته

آبی که در شبکه توزیع جریان دارد، آب خام نیست؛ بلکه محصولی صنعتی است که فرآیندهای پیچیده و انرژی‌بری را طی کرده است:

  1. پمپاژ: انتقال آب از سدها (که گاه صدها کیلومتر دورتر هستند) یا استخراج از چاه‌های عمیق (با عمق بیش از ۲۰۰ متر) نیازمند مصرف برق زیادی است.
  2. تصفیه: فرآیندهای تصفیه فیزیکی و شیمیایی (انعقاد، لخته‌سازی، گندزدایی) مواد شیمیایی و انرژی مصرف می‌کنند.زمانی که ۳۲ درصد این آب هدر می‌رود، یعنی عملاً ۳۲ درصد از انرژی مصرف شده در این زنجیره به هدر رفته است.2 محاسبات نشان می‌دهد که انرژی هدر رفته از طریق نشت آب، می‌توانست برق هزاران خانوار را تأمین کند.

زیان مالی و چرخه معیوب یارانه

شرکت‌های آب و فاضلاب در ایران به دلیل تعرفه‌های تکلیفی و پایین‌تر از قیمت تمام‌شده، همواره با چالش نقدینگی روبرو هستند. هدررفت ۳۲ درصدی به معنای از دست رفتن یک‌سوم درآمد بالقوه این شرکت‌هاست. این کسری درآمد باعث می‌شود که منابع مالی لازم برای نوسازی شبکه و تعمیرات پیشگیرانه وجود نداشته باشد. در نتیجه، شبکه فرسوده‌تر می‌شود، هدررفت افزایش می‌یابد و درآمد باز هم کمتر می‌شود. این «چرخه معیوب» (Vicious Cycle) ریشه اصلی بحران زیرساختی آب در ایران است. نجات سالانه ۱۶ درصد هدررفت فیزیکی، معادل ساخت چندین سد بزرگ است که هم‌اکنون سرمایه ساخت آن‌ها عملاً دفن می‌شود.


فصل ششم: برنامه هفتم توسعه؛ رویاپردازی قانونی یا نقشه نجات؟

برنامه هفتم توسعه (۱۴۰۳-۱۴۰۷) به عنوان سند بالادستی کشور، تکالیف سنگینی را بر دوش وزارت نیرو و نهادهای ذی‌ربط گذاشته است. تحلیل دقیق مواد قانونی این برنامه نشان می‌دهد که قانون‌گذار به اهمیت موضوع هدررفت پی برده، اما در امکان‌سنجی اجرایی آن تردیدهایی وجود دارد.

تکالیف قانونی: ماده ۳۷ و ۳۸

بر اساس ماده ۳۸ قانون برنامه هفتم توسعه، وزارت نیرو مکلف شده است که حجم آب استحصال‌شده کشور را به میزان ۱۵ درصد نسبت به متوسط بارش‌های بلندمدت افزایش دهد. نکته کلیدی اینجاست که این ۱۵ درصد باید از سه محل تأمین شود که هر کدام سهم ۵ درصدی دارند:

  1. مدیریت و کنترل آب‌های سطحی (۵٪)
  2. آبخیزداری و آبخوان‌داری (۵٪)
  3. کاهش تبخیر و هدررفت در سامانه‌های ذخیره، انتقال و توزیع (۵٪).

این قانون صراحتاً کاهش هدررفت (چه تبخیر از سدها و چه نشت از شبکه) را هم‌تراز با پروژه‌های سدسازی و آبخیزداری قرار داده است. همچنین در بخش کشاورزی، کاهش مصرف از ۸۲ میلیارد مترمکعب به ۶۵ میلیارد مترمکعب (کاهش حدود ۲۰ درصدی) و نصب ۳۰ هزار کنتور هوشمند بر روی چاه‌ها هدف‌گذاری شده است.

شکاف بین قانون و اجرا

چالش اصلی در اجرای این بندها، تضاد بین «اهداف کمی» و «منابع مالی» است. همانطور که اشاره شد، هزینه کاهش هدررفت بسیار سنگین است. در حالی که در سه ماهه اول سال ۱۴۰۲ تنها ۳ درصد از بودجه تملک دارایی‌های سرمایه‌ای بخش آب محقق شده است 18، مشخص نیست که اعتبار لازم برای تحقق هدف ۵ درصدی کاهش هدررفت از کجا تأمین خواهد شد. علاوه بر این، ساختار تعرفه‌گذاری آب که درآمد لازم را برای بخش خصوصی جهت سرمایه‌گذاری در کاهش هدررفت ایجاد نمی‌کند، پاشنه آشیل این برنامه است.


فصل هفتم: نور امید در نصف جهان؛ مدل موفقیت اصفهان در مدیریت آب بدون درآمد

در میان آمارهای نگران‌کننده ملی، تجربه شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان چون ستاره‌ای در تاریکی می‌درخشد و ثابت می‌کند که با مدیریت صحیح، حتی در شرایط تحریم و کمبود بودجه نیز می‌توان تغییر ایجاد کرد. استان اصفهان توانسته است میزان آب بدون درآمد خود را به حدود ۱۶ تا ۱۷.۶ درصد برساند 9، رقمی که تقریباً نصف میانگین کشوری (۳۲ درصد) و نزدیک به استانداردهای کشورهای توسعه‌یافته است.

استراتژی‌های اجرایی مدل اصفهان

موفقیت اصفهان اتفاقی نبوده و حاصل یک رویکرد چندلایه و سیستماتیک است:

  1. مدیریت هوشمند فشار (Smart Pressure Management): اصفهان با زون‌بندی شبکه (DMA – District Metered Areas) و نصب شیرهای فشارشکن هوشمند، فشار آب را در ساعات کم‌مصرف شب کنترل می‌کند. این کار استرس وارده بر لوله‌های قدیمی را کاهش داده و از ترکیدگی‌های شبانه جلوگیری می‌کند.
  2. مبارزه قاطع با انشعابات غیرمجاز: یکی از ارکان موفقیت اصفهان، شناسایی و قطع انشعابات غیرمجاز، به ویژه در باغ‌ویلاهای تفریحی بوده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که تنها در ۵ ماهه اول سال ۱۴۰۴، بیش از ۷۰۰ انشعاب غیرمجاز (عمدتاً در کاربری‌های لوکس) شناسایی و جمع‌آوری شده‌اند.
  3. بازسازی هدفمند و داده‌محور: به جای تعویض تصادفی لوله‌ها، اصفهان با تحلیل داده‌های حوادث، نقاط داغ (Hotspots) شکستگی را شناسایی کرده و بازسازی را بر آن نقاط متمرکز کرده است (اصلاح ۷۴ کیلومتر شبکه در ۵ ماه).
  4. کمپین‌های اجتماعی: طرح «اصفهان منهای بیست» با هدف کاهش ۲۰ درصدی مصرف توسط شهروندان، مکمل اقدامات فنی بوده و فشار تقاضا بر شبکه را کاهش داده است.

فصل هشتم: انقلاب تکنولوژیک؛ نقش شرکت‌های دانش‌بنیان در هوشمندسازی شبکه

تحریم‌های بین‌المللی که دسترسی ایران به تجهیزات پیشرفته مدیریت آب را محدود کرده‌اند 20، به طور ناخواسته بستری برای رشد اکوسیستم دانش‌بنیان داخلی فراهم آورده‌اند. شرکت‌های فناور ایرانی اکنون راهکارهایی را ارائه می‌دهند که می‌تواند بازی را تغییر دهد.

نوآوری‌های بومی در خدمت کاهش هدررفت

  1. سامانه‌های نشت‌یاب آکوستیک پیشرفته: شرکت‌های دانش‌بنیان مانند «فرآیند ارقام پرداز» دستگاه‌های نشت‌یاب هوشمندی را توسعه داده‌اند که با استفاده از سنسورهای صوتی و الگوریتم‌های پردازش سیگنال، محل دقیق نشت‌های نامرئی در زیر زمین را شناسایی می‌کنند.
  2. تست کنتور در محل (On-site Meter Testing): دستگاه‌های پرتابلی طراحی شده‌اند که بدون نیاز به باز کردن کنتور مشترک، دقت آن را در محل تست می‌کنند. این فناوری به شدت هزینه‌های عملیاتی را کاهش داده و درآمدهای از دست رفته ناشی از خرابی کنتور را احیا می‌کند.
  3. انرژی‌مترهای تفکیکی: سامانه «انرژی‌متر» که توسط شرکت «بهساز انرژی» توسعه یافته، قادر است مصرف آب در مجتمع‌های مسکونی را برای هر واحد به صورت جداگانه و دقیق اندازه‌گیری کند. این شفافیت باعث کاهش ۱۰ تا ۲۰ درصدی مصرف توسط ساکنین می‌شود، زیرا هر کس هزینه مصرف واقعی خود را می‌پردازد.
  4. بازچرخانی صنعتی: استفاده از فناوری‌های نوین تصفیه فاضلاب (مانند الکترواکسیداسیون) برای تأمین آب صنایع و نیروگاه‌ها (نمونه نیروگاه مشهد)، فشار را از روی منابع آب شرب باکیفیت برمی‌دارد و اجازه می‌دهد آب تصفیه‌شده تنها برای شرب استفاده شود.

فصل نهم: نتیجه‌گیری و نقشه‌راه آینده

بحران آب بدون درآمد در ایران، نمادی از یک بیماری مزمن در پیکره مدیریت منابع کشور است: اولویت دادن به «سازه و افتتاح» به جای «نگهداری و بهره‌وری». آمار هدررفت ۳۲ درصدی، در حالی که نیمی از دشت‌های کشور ممنوعه شده‌اند و فرونشست زمین زیرساخت‌های ملی را می‌بلعد، دیگر قابل تحمل نیست.

پیشنهادات راهبردی برای گذار به پایداری

  1. تغییر ریل بودجه‌ریزی: سازمان برنامه و بودجه باید سهم اعتبارات «کاهش هدررفت» و «بازسازی شبکه» را نسبت به اعتبارات «انتقال آب» و «سدسازی» به شدت افزایش دهد. هر مترمکعب آبی که از نشت نجات می‌یابد، ارزان‌ترین و پایدارترین منبع آب جدید است.
  2. اصلاح اقتصاد آب: تا زمانی که تعرفه آب فاصله‌ای نجومی با قیمت تمام‌شده دارد، انگیزه اقتصادی برای اصلاح وجود نخواهد داشت. واقعی‌سازی پلکانی تعرفه‌ها، منبع مالی لازم برای هوشمندسازی شبکه را فراهم می‌کند.
  3. الزام به پیوست فرونشست: هر پروژه نوسازی شبکه آب در کلان‌شهرهایی مانند تهران، باید دارای پیوست مطالعات فرونشست باشد. نشت‌یابی فعال باید در مناطق پرخطر (زون‌های فرونشست) اولویت مطلق داشته باشد.
  4. توسعه بازار آب و قراردادهای عملکردی: استفاده از مدل‌های قراردادی (Performance-Based Contracts) که در آن بخش خصوصی در ازای کاهش هدررفت، در سود حاصله شریک می‌شود، می‌تواند قفل سرمایه‌گذاری در این بخش را بشکند.

زمان برای اصلاح شبکه آب کشور به سرعت در حال سپری شدن است. اگر امروز لوله‌های فرسوده را با تدبیر و تکنولوژی جایگزین نکنیم، فردا باید منتظر باشیم که همین لوله‌ها، زمین را زیر پایمان خالی کنند. آبِ بر باد رفته، فرصتی است که هنوز می‌توان آن را به شریان‌های حیات بازگرداند، اگر اراده‌ای به استواری بتن و تدبیری به روانی آب در کار باشد.

0 0 رای ها
امتیاز این مقاله
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها